کد خبر: ٢١٦٣٤   نسخه چاپی  
  • تاریخ درج خبر:1400/04/24-٢٣:٤٥

مردسالاری علیه مردم‌سالاری

 


حسین دلیر / روزنامه‌نگار


حدود یک ماه از انتخابات ششمين دوره شوراهاي شهر مي‌گذرد. بررسی‌های مشترک ماهنامه «سلام آبادان» و پایگاه تحلیلی «آبادان نیوز» نشان می‌دهد سهم زنان از کرسی‌های به دست آمده در استان خوزستان چنان ناچیز است که می‌توان آنان را اقلیتی اندک از اراده‌ی پارلمان‌های محلی در تصمیم‌گیری‌های شهری دانست.

زنان خوزستانی سهمی بسیار اندک از کرسی‌های مدیریت شهری را به دست آورده‌اند. مردانه بودن این استان در حوزه‌های تصمیم‌سازی را می‌توان در لابه‌لای چنین آمارهایی به‌خوبی احساس کرد.

از 477 کرسی شورا در 87 نقطه شهری استان خوزستان، فقط 19 کرسی (4.27 درصد) سهم زنان در ششمین دوره‌ی شوراهای شهری شده است. زنان؛ قشری که آمارها آنان را نیمی از جمعیت کشور معرفی می‌کنند کمتر از 5 درصد ظرفیت شوراهای شهری خوزستان را اشغال کرده‌اند. در دوره‌ی پنجم، 16 بانو (4 درصد) در مقابل 406 مرد و در دوره‌ی چهارم، 46 بانو (9 درصد) در مقابل 448 مرد ترکیب شوراهای شهر در خوزستان را تشکیل داده‌اند. به‌طور متوسط حدود 6 درصد شوراهای شهر خوزستان در سه دوره اخیر، زنانه و 94 درصد مردانه بوده‌اند.


میانبر انتخاب به‌جای انتصاب

هدف اصلی هر انتخابات، ارتقای کمی و کیفی حکمرانی و رضایتمندی عمومی است و هر اراده، حرکت و اقدامی مغایر با این اصول، موجب واگرایی، سرخوردگی و بی‌انگیزگی بخش‌هایی از جامعه خواهد شد. امکان انتخاب شدن را می‌توان به‌مثابه میانبری دانست که زنان با مراجعه به آن بتوانند از دایره‌ی بسته و انحصارگرای انتصاب‌های مردانه خارج شوند.

در قانون برنامه ششم توسعه تا پایان سال ۱۴۰۰، باید ۳۰ درصد از پست‌های مدیریتی به زنان واگذار شود. برخی استان‌ها در واگذاری مسئولیت‌های مهم به زنان پیشگام بوده و عملکرد برخی نا امید کننده است. همچون خوزستان که جزو پایین‌ترین رتبه‌ها از نظر انتصاب زنان در جایگاه‌های مدیریتی در کشور محسوب می‌شود. این استان بر اساس رتبه‌بندی منتشر شده از سوی وزارت کشور، آخرین جایگاه را در تعدادی از محورها از جمله «زنان و خانواده» کسب کرده است. با قرارگیری در رتبه‌ی 17 کشور از نظر جمعیت زنان؛ بیشترین آمار زنان سرپرست خانوار متعلق به خوزستان است. نه این 33 هزار زن سرپرست خانوار؛ نه وضعیت نامناسب توزیع جنسیتی مسئولیت‌ها؛ نه فراوانی تبعیض‌های جنسیتی، هیچ یک نتوانسته‌اند انگیزه‌ای برای ارتقای جایگاه زنان خوزستانی شوند.

نتایج به دست آمده در انتخابات شوراهای شهر، حکایت از نگاه نابرابر جنسیتی در استان دارد. سهم ناچیز زنان از کرسی‌های شوراهای شهر در خوزستان به معنای برهم خوردن توازن منابع انسانی در مدیریت‌های شهری است.

شهرهای ثروتمندترین استان کشور نه‌تنها کارآمد نبوده که فاقد جذابیت هم هستند. شهرهایی به‌سان شهرک‌های اقماریِ کار؛ همان‌قدر مردانه، بی‌روح و خشن! پهنه‌هایی که گویی برای سخت‌ترین شرایط و افراد طراحی شده‌اند. عرصه‌هایی که با ترجیح منافع مردانه بر منافع عمومی گسترش یافته‌اند. زیبایی، ظرافت، کارآمدی و خلاقیت؛ وجوه پنهان و مغفول شهرسازی و مدیریت‌های شهری در خوزستان به‌حساب می‌آیند. به‌جز مردان؛ شهرها محل زندگانی بسیاری دیگران هم هست. زنان؛ کودکان؛ سالمندان؛ معلولان؛ بیماران و بسیاری گروه‌های جمعیتی دیگر که همگی باید سهمی از دیار خود داشته باشند.

دور از تصور است شوراهای شهر ما با چنین سيماي مردانه به دنبال پاسخ به مطالبه‌های غیر مردانه باشند. آن‌گونه که در دوره‌های گذشته چنین نبوده‌اند. آمارها به دنبال نمایش بهتر یک موضوع از زاویه‌های گوناگون و فراهم ساختن امکان تحلیل و پیش‌بینی دقیق‌تر آینده بوده و دست‌کاری و نادیده‌انگاری مصلحتی آن‌ها، جفای بزرگی به جامعه‌ی امروز و فرداست. داده‌های عددی این انتخابات، تلنگری جدی به تصمیم‌سازان استانی و ملی هستند و هشداری در باب اینکه تداوم رویه‌های مردسالارانه در قالب مردم‌سالاری رایج و فراوانی زمینه‌ها و انگیزه‌های حذف زنان از عرصه‌های تصمیم‌سازی؛ می‌تواند تبعات ناخوشایندی برای استان در پی داشته باشد.

این موضوع از منظر توسعه‌ی همه‌جانبه و متوازن مساله‌ای قابل‌تأمل محسوب می‌شود. به تعبیری روزنامه‌نگارانه ورود بانوان به شوراهای 70 شهر استان خوزستان در انتخابات اخیر ممنوع بوده و مردسالاری علیه مردم‌سالاری در این جلگه عمل کرده است.


آبادان نیوز

زنان خوزستانی در شورای ششم

از مجموع 87 شورای شهر در 28 شهرستان؛ 16 شهرستان بدون حضور هیچ بانویی، قرار است با اکثریت مطلق مردان در شورای ششم فعالیت نمایند. ترکیب جنسیتی اعضای شوراهای 70 شهر خوزستان در دوره ششم بدون حضور هیچ بانویی کاملا مردانه است. بدترین آمارها متعلق به بهبهان با 22 عضو مرد؛ بندر ماهشهر با 19 عضو مرد و اهواز با 18 عضو مرد در شوراهای شهری این شهرستان‌هاست.

اقبال به نمایندگی بانوان در شهرهای کوچک خوزستان بیشتر بوده است. پراکندگی منتخبان زن در دوره‌ی ششم شوراهای شهر نشان می‌دهد، شهروندان شهرهای کم‌جمعیت و کوچک‌تر اعتماد بیشتری به زنان نسبت به شهرهای پرجمعیت و بزرگ‌تر داشته‌اند. 13 زن در 11 شهر کم‌جمعیت و 6 زن در 5 شهر پرجمعیت و بزرگ استان توانسته‌اند به این نهاد مردمی راه یابند.

شورای کلان‌شهر اهواز، 13 عضو؛ دو شهر آبادان و دزفول هرکدام 9 عضو؛ 13 شهر ایذه، شوشتر، سوسنگرد، کوت‌عبدالله، شوش، مسجدسلیمان، رامهرمز، بندر ماهشهر، بندر امام خمینی، خرمشهر، امیدیه، بهبهان و اندیمشک هرکدام هفت عضو در شورای ششم خواهند داشت. این شانزده شهر پرجمعیت و بزرگ‌تر؛ 122 کرسی از ظرفیت شوراهای شهر در استان را در اختیار دارند. سهم‌بری زنان از کسب موقعیت در شوراهای این شهرها حدود 5 درصد بوده است.

در سوی دیگر باید به 71 شهر استان اشاره کرد که از جمعیت و مساحت شهری کمتری برخوردارند. شورای هرکدام از این شهرها، با 5 عضو تشکیل می‌شود. در این دوره از شوراها، خوزستان دارای 84 شهر می‌باشد که نسبت به دوره‌ی گذشته (پنجم)، هشت شهر جدید در استان تشکیل شده است. 355 کرسی از مجموع شوراهای شهری استان متعلق به این شهرهاست. هرچند تعداد بانوان راه‌یافته به شورا در شهرهای کوچک استان بیشتر است اما بانوان تنها توانسته‌اند 3.7 درصد مجموع کرسی‌های این شهرها را به دست آورند.

از مجموع کل اعضای شوراهای شهر در استان خوزستان؛ 25 درصد متعلق به شهرهای پرجمعیت و بزرگ و 75 درصد از آن شهرهای کم‌جمعیت و کوچک‌تر است.

شهرستان اندیمشک با 3 عضو زن در شورای شهرهای «اندیمشک» و «آزادی» بیشترین میزان حضور زنان را در دوره‌ی ششم داراست. از مجموع 27 عضو در 5 شورای شهر این شهرستان، زنان معادل 11.11 درصد کرسی‌ها را به دست آورده‌اند.

زنان با کسب دو کرسی از پنج کرسی شهرهای هفتکل و گوریه (شهرستان شوشتر)، معادل 40 درصد، بیشترین سهم را در مقایسه با دیگر شهرهای استان داشتند که در نوع خود موفقیت و رکوردی چشمگیر می‌باشد. پس از اندیمشک؛ شهرستان‌های هفتکل؛ شوش؛ گتوند؛ شوشتر و دزفول هرکدام با دو سهمیه بیشترین نرخ اشغال کرسی‌های شورا توسط بانوان را دارند. در این آمار شهرستان دزفول با 12 نقطه‌ی شهری و 64 عضو شورا، معادل 13.42 درصد ظرفیت شوراهای شهری را داراست اما با دو بانوی راه‌یافته به شورای شهرهای «دزفول» و «شمس‌آباد»؛ تنها ۳.13 درصد صندلی‌های پارلمان شهری‌اش را به بانوان اختصاص داده که کمتر از متوسط استان است.

در شش شهرستان آبادان؛ خرمشهر؛ ایذه؛ باغملک؛ باوی و رامهرمز با مجموع 18 شورای شهر و 100 عضو تنها یکی از کرسی‌های شوراهای شهری این شهرستان‌ها در اختیار زنان قرار دارد. تنها شش عضو بانو موفق به حضور در نهاد تصمیم‌ساز مدیریت شهری در مجموع این شش شهرستان شده‌اند.

ورود بانوان به شوراهای شهر در شهرستان‌های آغاجاری، امیدیه، اندیکا، اهواز، بندر ماهشهر، بهبهان، حمیدیه، دشت آزادگان، رامشیر، شادگان، کارون، کرخه، لالی، مسجدسلیمان، هندیجان و هویزه برای دوره‌ی ششم مطلقاً ممنوع بوده است. حتی در شورای شهر کوت‌عبدالله در شهرستان کارون؛ جایی که «معصومه خنفری» نخستین فرماندار زن خوزستان عهده‌دار مسئولیت حاکمیتی است هیچ بانویی نتوانسته سهمی از هفت صندلی شورای شهرش به دست آورد. در برخی شهرها همچون کلان‌شهر اهواز برای دومین دوره‌ی پیاپی جایی برای خانم‌ها در پارلمان شهری نبوده و رأی‌دهندگان تمایلی به گزینش زنان نخبه‌ی شهرهای خود برای حضور در این نهاد مردمی نداشته‌اند.


زنان و بهبود کیفیت مدیریت شهری

تحقق خواسته‌های زنان در شهرها نباید مشروط و منوط به عضویت ایشان در شورای شهر باشد، بلکه همه‌ی اعضای این نهاد مردمی باید بخش قابل توجهی از تصمیم‌سازی‌های خود را معطوف به بانوان نمایند.

حضور زنان در شوراهای شهر می‌تواند بازتابی از فعالیت و تأثیر ایشان بر جامعه باشد. نمادی از حق، فرصت برابر و نفوذ در تصمیم‌گیری‌های تعیین‌کننده هر شهر و ظرفیتی بالقوه برای حل بسیاری از مشکلات که از نظر مردان ممکن است راه‌حلی برای آن‌ها وجود نداشته باشد. به شرط حضور فعالانه و نه تشریفاتی نمایندگان این قشر در عرصه‌های مدنی، سیاسی و اجرایی!

جوامعی که این نیروی کارآمد را نادیده گرفته‌اند، همواره زیان‌های بسیار در حوزه‌های تصمیم‌سازی و اجرا دیده‌اند. اگر زنان نتوانند در توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی نقش‌آفرینی کنند در واقع آن جامعه از تمامی ظرفیت‌های خود بهره کافی نبرده است. ادعایی درست و تخصصی که حاصل تجربه‌ی کشورهای توسعه‌یافته می‌باشد. هنگامی که زنان به عرصه‌ای راه می‌یابند، نظم در آن عرصه حاکم شده؛ فساد کاهش یافته و منجر به رعایت بیشتر برخی اصول شده‌اند و در نتیجه کارایی در آن عرصه‌ها افزایش خواهد یافت.

درحالی‌که زنان نقش تعیین کننده در شتابزایی به فرایند پیشرفت کشورهای توسعه‌یافته بر عهده دارند؛ جوامع درحال‌توسعه، همچنان در ناسازواره میان اراده‌های تمامیت‌خواهانه مردان و توانمندی‌های زنان به سر می‌برند.

توانايي زنان در اداره‌ی امور یک شهر ادعایی كاربردی است و نباید به‌صورت نمایشی به آن بسنده کرد. زنان نگرش‌های ریزبینانه‌تری نسبت به مردان دارند و در تصمیم‌گیری‌ها می‌توانند با تعادل و توازن بهتری رفتار کنند. پویایی در فعالیت‌های اجتماعی و بالا رفتن قابلیت‌های فردی و جمعی، ساده‌ترین نتیجه‌ای است که می‌توان از حضور زنان در نهادهای تصمیم‌ساز حاصل کرد. بی‌دلیل نیست برخی نظریه‌پردازان مدیریت شهری معتقدند به دلیل ویژگی‌های شهرهای کنونی؛ «زن‌ها مي‌توانند بهترين شهرداران باشند».

علاوه بر نفع همه‌ی جامعه از واسپاری درصد قابل توجهی از تصمیم‌سازی و مدیریت به زنان؛ فراهم‌سازی شرایط حضور و بروز در این عرصه‌ها منجر به افزایش اعتمادبه‌نفس اجتماعی آنان نیز خواهد شد.

عرصه‌های گوناگون سياسي، فرهنگی، اجتماعي و نهادهاي انتخابی، شهری و تشكل‌هاي مردم‌نهاد ازجمله فضاهای شناخته شده‌اي هستند كه با بالا رفتن سهم و نقش زنان در آن‌ها مي‌توان به بهبود شاخص‌هاي توسعه، مردم‌سالاری و مدنيت جامعه اميد بست. زنان امروزی با توجه به تخصص‌ها و دستاوردهایی که کسب کرده‌اند، کمبودی در رقابت با مردان ندارند بنابراین نباید آنان را همچنان در نقش مادرانی قهرمان و صرفاً با شمایلی این‌چنین روایت کرد. بی‌تردید نمونه‌ی زن مثبت و خوب تنها در وجود «مادر» خلاصه نمی‌شود باید و می‌توان آن‌ها را در همان صورت زنانه و با جایگاه و ارزشی که از آن برخوردارند به صورتی کارآمدتر روایت کرد. جامعه‌ی مدرن امروز؛ مخالف دیدگاه‌های کلیشه‌ای به جایگاه زنان است.


چرایی عدم موفقیت زنان

دلایل متعددی را دراین‌باره می‌توان برشمرد که طرح عین به‌عین آن‌ها از ظرفیت این گزارش خارج است. به‌طور موضوعی به استدلال‌ها و فکت‌هایی می‌توان اشاره کرد.

عوامل فرهنگی و اجتماعی و غلبه‌ی نگاه بدبینانه، چالش‌های اصلی زنان در ورود به عرصه‌های مدیریت شهری محسوب می‌شوند. در نگاهی دقیق‌تر، ریشه‌ی این عدم اعتماد به زنان را باید جایی در تاریخ فرهنگی و اجتماعی ایران جست. زن برای صدها سال در نگاه سرشار از تبعیض جامعه، عهده‌دار و مجری وظایف متعدد در خانه بوده و تقاضای حضور برابر و عدالت‌خواهانه در رقابت با مرد، به آرزویی محال برایش تبدیل گشته است. برخلاف ارزش و نگاهی که هم از نظر باستانی و هم اسلامی به زنان وجود دارد.

به تعبیری می‌توان فراوانی نگاه‌های سنتی و جنسیتی را مهم‌ترین موانع تاریخی فعالیت زنان دانست. نگرشی که نه‌تنها در جامعه، بلکه بر دولتمردان و سیاست‌گذاران ما هم بی‌تأثیر نبوده است. بسیاری مدیران ما توجه ندارند؛ فرهنگی که در جامعه ما حاکم است فضای مساعدی برای رشد زنان مهیا نمی‏کند.

برای مثال تصور می‌کنیم مدیریت شهری، مسؤولیتی مردانه بوده و زن‌ها نباید بدان وارد شوند. پیش‌فرضی ذهنی که بازتابی از گفتمان روزمره‌ی ما و کج‌تابی برداشت‌هایمان است. یا به این دلیل که زنان عملکرد چشمگیری در ادوار گذشته‌ی شوراهای شهر در خوزستان نداشته‌اند، بنا را بر نادیده‌انگاری توانمندی‌شان باید گذاشت. حقوق زنان در طول تاریخ مورد هجمه ما مردان قرار داشته و فرهنگ و سنت‏های مردانه ما همواره جایگاه آنان را در اجتماع انکار کرده است.

بافت اجتماعي، فرهنگي و قوميتي خوزستان به نحوي پيش مي‌رود كه زمينه‌ی ظهور زنان در فعاليت‌هاي سیاسی-اجتماعي را فراهم نمي‌كند. این مساله‌ای چندوجهی محسوب می‌شود. وقتي فضاها به سمت قوم‌مدارانه پيش مي‌رود، مردان يكه‌تاز ميدان شده و راه‌حل بسیاری از مسائل در استان، به خواست‌های قومیتی و عشیره‌ای گره می‌خورد. در چنین فضایی نمی‌توان برای موفقیت زنان شانسی قائل بود. دور از تصور نیست حتی زنان رأی‌دهنده هم بدون انگیزه‌ها و ضمانت‌های قوی به کاندیداهای زن رأی ندهند!

می‌توان به تمایل رنگ‌باخته‌ی طبقه‌ی برگزیده جامعه‌ی زنان استان برای حضور در انتخابات به‌عنوان دیگر گزاره‌ی مؤثر دراین‌باره اشاره کرد. شاید جمع‌بندی زنان نخبه‌ی خوزستانی از حقایق موجود، آن‌ها را به خودحذفی کشانده و به سهم‌خواهی از مردان بی‌اراده‌تر از هر زمان کرده است.

در سال‌های فعالیت شوراهای شهر، سهم زنان نه‌تنها از کرسی‌های این نهاد شهری که از حضورشان در قامت نامزد انتخابات هم بسیار ناچیز بوده است. حضور کمرنگ و عدم استقبال نمایندگان جنسیتی نیمی از جامعه در نامزدی شوراهای شهر، یکی دیگر از روایت‌های آماری تلخ این دوره از انتخابات می‌باشد. به گفته‌ی رئیس ستاد انتخابات خوزستان، از مجموع چهار هزار و 457 نفر متقاضی شرکت در انتخابات شورا در خوزستان تنها 411 نفر معادل 9.22 درصد این افراد را زنان تشکیل داده‌اند. هرچند به روایت آمار میزان ثبت‌نام‌ها در این دوره نسبت به دوره‌ی پنجم، ۱۰ درصد افزایش داشته است اما باز هم زنان کمتر از ۱۰ درصد متقاضیان عضویت در شوراها بوده‌اند. با این حال انتظار مي‌رفت لااقل به همين ميزان به شوراهاي شهر راه يابند که این‌چنین نشد.

به هزار تأسف باید گفت کارنامه انتخاباتی زنان چه در کاندیداتوری چه کسب کرسی شورا در خوزستان مردود است. هرکدام از گزاره‌ها در پاسخ به این چرایی مهم؛ با هر میزان از راستی و نزدیکی به حقیقت، بازتاب دهنده‌ی تصویر نگاه زنان و مردان خوزستانی رأی‌دهنده به‌حساب می‌آید. عدم ناباوری به نقش اثرگذار زنان؛ پررنگ و فراگیر است. این آمارها برآمده از اراده‌ی اجتماعی و نحله‌ی فکری مردم استان می‌باشد. هر چه بخواهیم مساله‌های متعدد استان را کتمان کنیم موضوع بی‌عدالتی جنسیتی را نمی‌شود و نباید نادیده گرفت. متأسفانه این آمارها در تاریخ به‌گونه‌ای تلخ و بی‌رحمانه قضاوت خواهند شد. اینکه در روزگاری، مردمانی در استان خوزستان زندگی می‌کردند که هیچ اعتمادی به زنان دیار خود نداشته‌اند. اگر قرار است به سمت توانمندسازي زنان برويم، بهتر است تا زمان از دست نرفته جهت دیدمان را تغییر دهیم.



آمارها علیه زنان

اراده‌ی انتخاباتی مردم خوزستان، حضور زنان را برنمی‌تابد؛ نه‌تنها در شوراهای شهر که در مجلس شورای اسلامی، سلیقه‌ی انتخاباتی خوزستانی‌ها نسبت به زنان بسیار بی‌رحمانه‌تر بوده است. آمارها گواهی می‌دهند ذات اجتماعی مردمان این استان؛ اساساً یک ذات مردسالار بوده و هست. از مجلس نخست تابه‌حال (یازدهمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی) سهم خوزستان 193 کرسی در پارلمان ملی بوده که تمام این ظرفیت تنها در اختیار 126 مرد قرار گرفته است. خوزستان در واقع جزء معدود استان‌های تاریخ جمهوری اسلامی به شمار می‌رود که تابه‌حال نتوانسته حتی یک بانو را به‌عنوان وکیل رهسپار خانه‌ی ملت کند. این آمار را به پیوست نتایج حضور زنان در شورای ششم قرائت کنید. چه‌بسا ریشه‌ی بسیاری از چالش‌های تکراری و تاریخی خوزستان در لابه‌لای چنین آمارهایی نهفته باشد. به ذهن هشیار و دقت نظر پژوهندگانی نیاز است تا با طرح مباحث نظری و گفتمانی، در چرایی و آسیب‌شناسی علل توسعه‌نیافتگی استان به پارامترهای به‌ظاهر کم‌اهمیت هم توجه داشته باشند. این آمارها گویای «نه» قاطع مردم خوزستان به حضور زنان در نهادهای انتخابی می‌تواند تلقی شود؛ چه در مقیاس محلی چه ملی!

یکی از وجوه عینی عدالت جنسیتی، نه برخورداری از سهمی مساوی که عادلانه در نهادهای تصمیم‌ساز است. نه اینکه معتقد به سهم‌بری پنجاه درصدی بانوان از نهادهای مدیریتی و تصمیم‌سازی باشیم بلکه به میزان ارزشی که برای آنان قائل هستیم در نقش‌آفرینی مثبت و تصمیم‌سازی به آن‌ها بهای لازم داده شود؛ بها و ارزشی بسیار بیش از اکنون!

چقدر مردم‌سالاری ما مطلوب‌تر می‌شد اگر در برنامه‌ریزی‌های انتخاباتی سهمی عادلانه برای زنان و مردان در همه‌ی شوراهای شهر قائل می‌شدیم. برای مثال نصف به‌علاوه یک را به مردان و باقیمانده‌ی کرسی‌های هر شورا را به زنان اختصاص می‌دادند. حتی می‌توان با اغماض دوسوم را به مردان و یک‌سوم را به زنان واگذار کرد. آرمانی ایده‌آلیستی که بیان آرزویش خالی از لطف نیست. شاید در جایی و به گاهی مقتضی، افرادی چنین اراده کردند و در تاریخ به‌عنوان یک دگردیسی از آن یاد شد.

این را می‌دانیم که مدیریت شهری بیش از آنکه نیاز به تفکیک جنسیتی داشته باشد به حرفه‌مندانی نیاز دارد که در زمینه‌های مدیریت شهری؛ اقتصاد؛ جامعه‌شناسی؛ معماری؛ حقوق؛ فرهنگ؛ هنر و... دارای دانش و تجربه‌ی شایسته هستند. چه زن چه مرد، باید به تجربه و توان هر فرد جدا از جنسیت او نگریست و تکیه کرد؛ وانگهی قرار نیست زنان، زینت‌المجالس نهادهای انتخابی و انتصابی ما باشند. توانایی یا ناتوانی می‌تواند نزد هر کس باشد و جنسیت نباید منجر به داوری ما بر توانمندی یا ناتوانی افراد گردد.

***

پ.ن: گردآوری و تحلیل داده‌های این گزارش پژوهشی؛ فرایندی فرسایشی و زمان‌بر بود. در این پژوهش، از چند زاویه به آمارهای انتخابات ششمین دوره‌ی شوراهای شهر در خوزستان پرداخته‌ام. برای رعایت اقتصاد واژگان، مجال واکاوی و گسترش بیشتر این موضوع مهم میسر نبود. از پژوهندگان و همکاران کوشای رسانه‌ای تقاضامندم آمارهای به دست آمده را باهدف تکمیل این جستار مهم، در فعالیت‌های پژوهشی و رسانه‌ای خود به‌کارگیرند. به امید بهبود شاخص‌های توسعه‌ای استان محرومِ خوزستان...


 

امتیازدهی
نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1400/04/25 16:10
0
0
گزارش بسیار خوب و جامعی است باید به دکتر احمد ،تیم آبادان نیوز و جناب دلیر نویسنده این گزارش تبریک گفت محمد عارف
کاربر مهمان
1400/04/25 14:26
0
1
تحلیل بسیار جالب، جامع و کاملی بود احسنت
کاربر مهمان
1400/04/25 12:30
0
1
فراموش کردم از نویسنده این مطلب تشکر کنم. مطمنم وقت زیادی صرف تهیه آن کرده. خدا رو شکر هنوز تو شهر ما میشه مطالب خوبی از بچه های شهرمون خوند. ابادان نیوز ادامه بده همین مسیرو
کاربر مهمان
1400/04/25 12:28
0
1
نتایج این گزارش بسیار تامل بر انگیز است. محو عدالت در هر مقوله ای زیان آور است. وقتی زنان چه خود خواسته و چه با خواستهای مردانه از صحنه مسئولیت حذف م شود باید استان ما با این تنوع از مشکلات گرفتار باشد.
کاربر مهمان
1400/04/25 2:35
0
1
عالی. آبادان نیوز شاهکاره این مطلبه
کاربر مهمان
1400/04/25 1:27
0
1
بسیار عالی. تشکر از جناب دلیر بخاطر این کار پژوهشی دقیق و ارزشمند
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: