پست الکترونیک جمعه ٢٤ آبان ١٣٩٨
اخبار > اثر هنری در حیطه خالقش شناخته می شود


  چاپ        ارسال به دوست

آبادان نیوز
آبادان خبر

اثر هنری در حیطه خالقش شناخته می شود

آبادان نیوز : شالیر ماخر 
آبادان خبر : فردیـش شـایرماخر ) 1834-1768(، فیلسـوف و متکلـم آلمانـی کـه وابسـته بـه جنبـش رومانتیکهـا بـود و بـه دلیـل نزدیکـی فکـریاش بــا بــرادران شــلگل، بــه شــیوهی اندیشــهی او دربــارهی هرمنوتیــک عنــوان هرمنوتیــک رومانتیــک داده انــد. بــا ایــن وجــود، او در مــورد مسـالهی نیـت مؤلـف بـه عنـوان راهنمـای فهـم معنـای متـن مخالـف بــود. بــه اعتقــاد او یــک معنــای نهفتــه در اثــر وجــود دارد کــه هــر تأویلــی بــه آن نزدیــک نخواهــد بــود. تأویــل گــر بایــد از نکتههــای دسـتوری، نحـوی، زبانـی و بسـیاری قاعدههـای دیگـر بـرای دسـتیابی بـه معنـا اسـتفاده کنـد. شـایر ماخـر، فهـم را بـه کانـون نظریـهی هرمنوتیکـی تبدیـل کـرد. او فهــم را »بازســازی« و »بازتولیــد« میدانســت. هــدف هرمنوتیــک آن اســت کــه بــه دنیــای ذهنــی اثــر، نفــوذ کنــد تــا معنــای اثــر را درک کنـد. شـایرماخر معتقـد اسـت کـه فهـم همیشـه بـا احتمـال بدفهمــی نیــز همــراه اســت. مفهــوم دور هرمنوتیــک نیــز توســط شــایرماخر مطــرح شــد. دور هرمنوتیــک )حلقــه هرمنوتیــک(: در هــر متنــی کل را بایــد از طریـق جـزء فهمیـد و از طـرف دیگـر جـزء را نیـز از طریـق کل بایـد فهمیـد. و بـرای همیـن فهـم همیشـه از طریـق »پیـش فهـم« انجـام میگیــرد. قبـل از ایـن کـه شـایر ماخـر، فهـم را بـه کانـون نظریـهی هرمنوتیکیتبدیـل کنـد، دشـواریهای موجـود در متـن را بـه خـود متـن نسـبت میدادنـد. از دیـدگاه شـایرماخر شـناخت یـک متـن از دو راه ممکـن اسـت: یـا شـناخت موقعیتهـای دسـتوری اسـت، کـه در ایـن حالـت کافــی اســت دســتگاههای نشــانه شناســانهای کــه متــن در آنهــا شـکل گرفتـه، شـناخته شـده باشـند تـا ایـن جنبـهی متـن دانسـته شــود، و یــا بــه موقعیــت خــاص فکــری مؤلــف، و زندگــی او وابســته اســت )شــایرماخر آن را گاه روانــی و گاه فنــی خوانــده( و در ایــن حالـت بایـد بـه تأویـل متوسـل شـد بـه نظـر میرسـد در حالـت اول نیـز بـه تأویـل نیـاز اسـت. بـا شـناخت رمزهـا و کدهـا، یـک مرحلـه در شــناخت جلوتــر میرویــم و ایــن تفســیر خــود تفســیر دیگــری را بـه همـراه خواهـد داشـت. مـا در حلقـهی تفسـیر و شـناخت میافتیـم و بــا دقیقتــر شــدن تفســیر، شــناخت بیشــتر خواهــد شــد و ایــن شــناخت نیــز بــه دنبــال خــود تفســیر دیگــری بــه همــراه مــیآورد. در ایــن مرحلــه بــه تأویــل نیــاز اســت. نمیتــوان گفــت در شــناخت نشــانه شناســانه بــدون تأویــل بــه شــناخت قطعــی خواهیــم رســید، بلکـه بـا پیشـرفت مراحـل شناسـایی کدهـا نیـاز بـه تأویـل خواهیـم داشــت. در حالــت دوم، بــا تأویلهــای وابســته بــه علــوم روانشاســی، جامعــه شناســی و غیــره خواهیــم توانســت بــا شــناخت موقعیــت فکـری مؤلـف یـا هنرمنـد و احـوال اجتماعـی او بـه شـناختی دسـت پیـدا کنیـم کـه مـا را در جهـت شناسـایی متـن یـا اثـر یـاری دهـد. بــا تأویــل ایــن دادههاســت کــه بــه شــناخت اثــر نزدیــک میشــویم.نبایـد فرامـوش کـرد تأویـل بـه نوبـهی خـود تفسـیری بـه همـراه دارد کـه از آن جدایـی ناپذیـر اسـت. ویلهلم دیلتای ویلهلــم دیلتــای ) 1911-1833( فیلســوف آلمانــی معتقــد بــود کــه روش علـوم انسـانی بـا روش علـوم تجربـی متفـاوت اسـت. او کوشـید کــه »هرمنوتیــک« را بــه عنــوان روش مخصــوص بــه علــوم انســانی مطــرح کنــد. او تفــاوت علــوم انســانی را بــا علــوم تجربــی در ایــن میدانســت کــه علــوم تجربــی ســعی میکنــد پدیدههــای تجربــی را توصیــف کنــد در حــال کــه علــوم انســانی میکوشــد »زندگــی« و »تجربــه« را بفهمــد. بــه همیــن خاطــر فلســفه دیلتــای را »فلســفه زندگــی« میداننــد. دیلتــای بــه نیــت مؤلــف معتقــد بــود و کشــف راههایــی بــرای درک معنــای مــورد نظــر پدیدآورنــده را ضــروری میدانســت دیلتــای بیـش از شـایرماخر بـه منـش اصلـی رومانتیکهـا نزدیـک بـود، زیـرا معتقــد بــود کــه هرمنوتیــک هــم معنــای متــن را روشــن میکنــد و هــم خصوصیــات پدیدآورنــدهی متــن را نشــان میدهــد. دیلتــای میـان تأویـل و توصیـف تفـاوت میگذاشـت. بـه نظـر او تأویـل روش بررســی علــوم انســانی و اجتماعــی اســت و توصیــف ویــژهی علــوم طبیعــی اســت. علــوم طبیعــی متوجــه یــا علــوم تجربــی دادههــای عینـی هسـتند و بـا تأویـل قابـل شـناخت نخواهنـد بـود. امـا تأویـل هـم بـه زمینـهی داللتهـای متـن وابسـته اسـت و هـم بـه ذهنیـتمؤلــف و بــه همیــن دلیــل بــا توصیــف قابــل شــناخت نیســت. دیلتــای در رســاله » درآمــدی بــه پژوهــش فردیــت« بــه هنــر و هنرمنـد میپـردازد. از نظـر او هنـر مناسـبات بیـن انسـانی را مطـرح میکنــد کــه علــم قــادر بــه بیــان آن نیســت. هنرمنــد از محتــوای زندگــی میگویــد و هنــر ابــزار بــه اندیشــه درآمــدن زندگــی اســت.هنـر خـود زندگـی را مـی بینـد امـا علـم بـه تجربـه نظـر دارد. دیلتـای در رسـاله »گوهـر فلسـفه« هنـر را شـکل ظهـور غیـر واقعـی واقعیـت میدانــد. هنــر بازتــاب ظهــور واقعیــت در ذهــن هنرمنــد اســت و از ایـن رو هنـر از اراده و منافـع هنرمنـد جـدا نیسـت. هنـر و اثـر هنـری وابسـته بـه »نیـت مؤلـف« اسـت. در روزگار نزدیـک بـه مـا نیـز اریـک . دی . هـرش کـه پیـروی دیلتـای بـود، معتقـد بـود کـه معنـا وابسـته بـه آگاهـی اسـت و معنـای گـزاره، ســخن اثــر هنــری، یــا متــن، از نیــت و مقصــود آگاهانــهی بــه کار برنــده یــا مؤلــف یــا هنرمنــد نتیجــه میشــود. بــه نظــر هــرش اگــر دادههــای اجتماعــی و تاریخــی و یــا نیــت مؤلــف یــا هنرمنــد در دسـترس نباشـد نمیتـوان گفـت کـه اثـر هنـری معنـا نـدارد، تنهـا بایـد گفـت کـه مـا بـه معنـای اثـر دسترسـی نداریـم. هـرش آخریـن سـخنگوی هرمنوتیـک رومانتیـک محسـوب میشـود. وی معتقـد بـود متـن یـا اثـر هنـری بـه تنهایـی قـادر بـه بازگوکـردن معنـا نیسـت، بلکـه بـدون آگاهـی از نیـت مؤلـف یـا هنرمنـد، اثـر هنـری محصـور در فضایـی اسـت کـه امـکان شـناخت بـه مـا نمـی دهـد. در ایـن روش،
اثـر هنـری در حیطـه ی خالقـش شـناخته میشـود و نـه بـه صـورت مسـتقل. نکتـه 8: رد نظریـه هرمنوتیکـی اریـک هـرش، متفکـر آمریکایـی، قصـد مؤلـف نقشـی اساسـی دارد، زیـرا وی معمـای متـن و ثبـات و اعتبـار و امـکان دسـتیابی بـه تفسـیر عینـی متـن را بـا نیـت و قصـد مؤلـف گـره میزنـد. آثـار معـروف هـرش عبارتنـد از: »اعتبـار در تفسـیر« و »اهـداف تفسـیر«. نکتــه 9: بــرای امیلیوبتــی، متفکــر و حقــوق دان ایتالیایــی نیــز مســئله اصلــی درک مقصــود صاحــب اثــر اســت. پــس عالقههــا و پیشداوریهــای شــخصی مفســر بایــد طــرد شــود. او نیــز مثــل هــرش، نســبیگرایی در هرمنوتیــک را خطــری جــدی بــرای علــوم انســانی میدانــد. نکتـه 10: دیلتـای هنـر برتـر را شـعر میدانـد، زیـرا سـاختار مفاهیـم شـاعرانه بـا شـکل مفهومـی جهانبینـی فلسـفی همخوانـی دارد. هرمنوتیک مدرن هرمنوتیــک مــدرن در یــک نقطــه از هرمنوتیــک رومانتیــک جــدا میشـود و آن نقطـهای اسـت کـه از تأویـل فنـی شـایرماخر و »نیـت مؤلــف« دیلتــای فاصلــه میگیــرد. اندیشــمندان هرمنوتیــک مــدرن ً معنایـی متـن و تـک معنایـی را رد نـه فقـط نیـت مؤلـف بلکـه اساسـامــی کننــد. در ایــن مرحلــه نقــش مخاطــب پررنگتــر میشــود. در ایـن نـوع تفکـر بـه معنـای جاوادانـهی متـن یــا اثـر هنـری معتقـدنیســتند، بلکــه زمانــی کــه نقــش مخاطــب پررنگتــر میشــود و مخاطـب وظیفـهی دشـوار تأویـل و تفسـیرهای گوناگـون از متـن یـا اثـر هنـری را بـر عهـده بگیـرد، متـن یـا اثـر هنـری معانـی گوناگـون و تــازه خواهنــد داشــت، معنــای جاودانــه تنهــا زمانــی قابــل قبــول اسـت کـه نیـت مؤلـف اهمیـت داشـته باشـد و تنهـا راه شـناخت متـن یـا اثـر هنـری انگیـزهی مؤلـف و خالـق اثـر باشـد. امـا در هرمنیوتیـک مــدرن مــا بــا تأویلهــای گوناگــون اثــر روبــرو میشــویم و بایــد در نظــر داشــت کــه میــان چندیــن تأویــل از یــک اثــر یــا متــن، ً تأویلهایـی دور از نیـت هنرمنـد هـم دیـده خواهـد شـد. در طبیعتـاهرمنوتیـک مـدرن، نقـش مخاطـب بـر خالـق اثـر غالـب اسـت و ایـن عکـس هرمنوتیـک رومانتیـک اسـت. در هرمنوتیـک رمانتیـک، نقـش مؤلـف بـر مخاطـب غالـب بـود. هیدگر و گادامرهرمنوتیــک بــا مراتیــن هیدگــر وارد مرحلــه جدیــدی شــد و بــه »هرمنوتیـک فلسـفی« تبدیـل شـد. هرمنوتیـک در ایـن مفهـوم دیگـر بـه علـم تفسـیر متـن محـدود نمـی شـود. بلکـه در صـدد فهـم معنـای هسـتی اسـت. هیدگـر و شـاگردش، گئـورگ گادامـر، هرمنوتیـک را از ســطح معرفــت شـناختی بــه سـطح هسـتی شـناختی ارتقــاء دادنــد. از آثــار هایدگــر میتــوان بــه »ســرآغاز اثــری هنــری« و» هســتی و زمــان« اشــاره کــرد و معروفتریــن اثــر گادامــر کتــاب »حقیقــت و روش« اســت.گارمـر در کتـاب »حقیقـت و روش« راهـی متفـاوت بـه دریافت گشـود او معتقـد بـود کـه دریافـت و شـناخت متـن بـه افـق فکـری مخاطـب وابســته اســت و ایــن افــق فکــری یــا افــق معنایــی، تاریخــی اســت. همچنیـن هـر تأویـل بـه عناصـری از پیـش تعیین شـده وابسـته اسـت. در واقـع ذهـن خواننـده در آغـاز خالی و پاک نیسـت. عناصـری از پیش تعییـن شـده در ذهـن خواننـده یـا تأویلگـر وجـود دارنـد. گادامـر بـه ایــن عناصــر »ســنت« میگویــد. بدیــن اعتبــار ســنت عبــارت اســت از تأویلهــای گذشــته، داوریهــا و پیشداوریهایــی کــه در گذشــته انجـام گرفتـه اسـت. تأویـل یـا هرمنوتیـک بـه ایـن معنـا بـه سـنت وابسـته اسـت. گادامـر سـاخت مفهـوم پیـشداوری را مدیـون هایدگـر و کتـاب »هسـتی و زمـان« اوسـت. هـر چنـد بایـد توجـه داشـت کـه ً بـه ایـن دلیـل مطـرح میکنـد گادامـر بحـث افـق تاریخـی را دقیقـاکـه هـر مخاطـب در موقعیـت تاریخـی خـود کـه بـا موقعیـت تاریخـی دیگــران و زمینــهی تاریخــی خلــق اثــر متفــاوت اســت، بــه شــناخت اثـر میپـردازد. در نتیجـه میتوانـد شـناخت بسـیار متفاوتـی نسـبت بــه دیگــران و نیــز درک متفاوتــی نســبت بــه مؤلــف یــا خالــق اثــر داشـته باشـد. همچنـان کـه میتـوان در دورههـای تاریخـی گوناگـون، تأویلهـای متفـاوت از شـاهکارهای ادبـی و هنـری جهـان ارائـه نمـود. در واقــع شــناخت متــن و خوانــش بــه ایــن معناســت کــه خواننــده بـا افـق فکـری خـاص خـود، بـا متنـی کـه در افـق معنایـی دیگـری اسـت؛ مکالمـه برقـرار میکنـد، بـه عبـارت دیگـر افـق فکـری خواننـدهبــا افــق فکــری متــن ادغــام میشــود. گادامــر در کتــاب »حقیقــت و روش« آمـوزهی ادغـام افقهـا fusion of horizon را مطـرح میکنـد. مـا در شـناخت و تأویـل متـن نبایـد بـه جسـتجوی نیـت مؤلـف آن باشــیم. بلکــه بایــد پیــشداوری هایــی کــه از آن متــن داریــم کنــار گذاشــته و بــا آن مکالمــه کنیــم. اگــر اثــر هنــری را متنــی در نظــر بگیریــم. در شــناخت اثــر هنــری، از آنجــا کــه یــک طــرف مکالمــه ً ایــن شــناخت مخاطــب بــا افــق معنایــی خاصــی قــرار دارد، نهایتــابـه مخاطـب بسـتگی دارد. بیـش از آنکـه بـه مؤلـف بسـتگی داشـته باشـد. گادامـر از هنـر بـه عنـوان زبـان دومـی کـه بایـد بیاموزیـم. یـاد میکنـد. هنـر الگـوی درسـت هرمنوتیـک را ارائـه میکنـد، چـرا کـه در هنــر تکمعنایــی و کالم نهایــی نداریــم. گادامــر تأویــل و شــناخت را در مفهــوم مکالمــه معنــا میکنــد. مکالمــهای کــه هرگــز بــه پایــان نمیرســد. او میگویــد: »حــرف هرمنوتیـک بـی نهایـت سـاده اسـت، ایـن اسـت کـه مـن کالم آخـر را الزم نــدارم، بــه کارم نمیآیــد.« ریکور: در تدویــن مباحــث هرمنوتیــک مــدرن، پــل ریکــور ) 2004-1913(، فیلسـوف و ادیـب فرانسـوی نقـش مهمـی دارد. هرمنوتیـک پـل ریکـور فقـط بـه قلمـرو تفسـیر متن و نمـاد و اسـتعاره محــدود نمیشــود بلکــه روانــکاوی و تفســیر و رؤیــا و دینشناســی مبتنـی بـر اسـطوره شناسـی و تحلیـل و تفسـیر عمـل اجتماعـی نیـزدر حـوزه پدیدارشناسـی هرمنوتیـک هسـتند. از آثـار ریکـور میتـوان بــه کتابهــای »فلســفه اراده« و » روایــت و زمــان« یــا »گــزارش و زمـان« اشـاره کـرد. ریکـور در جسـتار نخسـت کتـاب » وجـود و هرمنوتیـک«، هرمنوتیـک یـا همـان تأویلشناسـی را رویکـردی میدانـد کـه بـه »مسـاله کلـی فهــم« میپــردازد. امــا هــر فهمــی متکــی بــه »پیــش فهمهــا« اسـت، و اینجـا اسـت کـه ریکـور بـا توجـه بـه دورههـای اول و دوم کار هایدگــر، مؤلفههــای »زبــان« و »تاریــخ« را مــازم هــر تأویلــی میســازد، بنابرایــن از دیــد او هــر تأویلــی زبــان بنیــاد و تاریخمنــد اسـت، یـا بـه عبـارت خیلـی سـاده، هـر تأویلـی یـک روایـت اسـت. )حکمـی کـه ریکـور بعدتـر آن را در هـر سـه مجلـد مشـروح »زمـان و گــزارش« تبییــن میکنــد.( ریکـور در یکـی از مهمتریـن آثـار خـود بـا عنـوان گویـای »اسـتعاره زنـده« ) 1975(. بـه مفهـوم »اسـتعاره« میپـردازد. »اسـتعاره« در کار ً منشــی زبانشــناختی دارد. بــه بیــان دیگــر، در حــوزه ریکــور عمدتــا»بوطیقــا« اســت. او بــا همسانســازی فلســفه و ادبیــات بــر اســاس اسـتعاری دانسـتن هـر دو، مـرز میـان آنهـا را از بیـن میبـرد. نکتـه 11: از دیـدگاه ریکـور، اسـطوره در هنـر موقعیتـی نمادیـن ایجـاد میکنــد. ریکور و رمان مدرنپــل ریکــور در کتــاب »زمــان و روایــت« بــه بیــان چگونگــیشــکلگیری رمــان مــدرن و طــرح داســتان و اســتحالههای طــرح داســتان میپــردازد. ریکــور میکوشــد چگونگــی حرکــت بــه ســمت تکنیکهــای نــاب و حرکــت بــه ســمت هنــر نــاب را تبییــن کنــد، هنــر نابــی کــه خــود را از هنــر عوامانــه و رئالیســتی جــدا میکنــد و از ایــن کــه بازتــاب واقعیــات و وســیلهی اهــداف دیگــری باشــد، امتنـاع مـیورزد. البتـه ایـن پیچیدگـی در فـرم، خـود حاصـل نیـازی رئالیسـتی اسـت کـه هدفـش بیـان واقعیـت و غنـای واقعیـت بـا ابعـاد بســیار متفــاوت آن اســت. تأکیــد بــر فــرم نــاب، خــود از ذل نیــازی رئالیســتی بیــرون میآیــد، مثــ ًا در آثــار مــدرن نویســندگانی چــون جویـس و ویرجینیـا وولـف میتـوان دیـد کـه بـا وجـود توجـه زیـاد بـه فـرم و تکنیکهـای نـاب، در عیـن حـال نیـاز و میلـی رئالیسـتی بــرای بیــان زندگــی هــم در آن بــه چشــم مــی خــورد. نکتـه 12 : یورگـن هابرمـاس معتقـد بـود کـه هرمنوتیـک هایدیگـر و گادامـر تفسـیر و فهـم عمـل اجتماعـی را در بـر نمیگیـرد و از ایـن رو در علـوم اجتماعـی بـه جـای هرمنوتیـک باید در پـی تفکـر »انتقادی« و »نقـد ایدئولـوژی« باشـیم هابرمـاس از اعضـای »مکتـب فرانکفورت« بـود کـه بـا »نظریـه انتقـادی« خویـش بـه نقـد »عقالنیـت ابـزاری« پرداختنــد. دو اثــر معــروف هابرمــاس عبارتنــد از: »دانــش و عالیــق بشـری« و »نظریـه کنـش ارتباطـی«13- نقد مارکسیستیدر نقــد مارکسیســتی طبقــه اجتماعــی و نقــش روابــط اجتماعــی،
ابزارهـای اصلـی تحلیـل اثـر ادبـی تلقـی میشـوند . نقـد مارکسیسـتی بــر پایــه فلســفه کارل مارکــس )1883-1818( شــکل گرفــت در فلســفه مارکسیســم »شــیوه تولیــد زندگــی مــادی، تعییــن کننــده فراینـد کلـی زندگـی اجتماعـی، سیاسـی و فکـری اسـت« زیـر بنـای جامعـه )یعنـی شـیوه سـازمان اقتصـادی آن( تعیینکننـده روبناسـت )یعنـی هـر آنچـه بـه قلمـرو فرهنـگ بـه معنـی گسـترده کلمـه تعلـق دارد(اگــر زیربنــای اقتصــادی روبنــای فرهنگــی را تعییــن میکنــد ً نویسـندگان، آن قدرهـا هـم در تـاش هـای خالقانهشـان پـس قاعدتـاآزاد نیســتند. )برخــاف نظــر انســان گرایــان لیبــرال( ایــن آگاهــی انسـان نیسـت کـه شـرایط وجـودی او را تعییـن میکنـد بلکـه وجـود اجتماعــی انســان تعیینکننــدهی آگاهــی اســت از منتقــدان مشــهور مارکسیسـت میتـوان بـه ایـن افـراد و آثارشـان اشـاره کـرد: آلتوسـر، جــرج لــوکاچ، )ادبیــات واقعگــری اجتماعــی، ایدئولــوژی مدرنیســم( پییــر مشــری )نظریــهای در بــاب تولیــد ادبــی( فردریــک جیمســون )ناخــودآگاه سیاســی(، تــری ایگلتــون )نقــد و ایدئولــوژی( کاتریــن بلـزی )عمـل نقـد(نکتــه 13: از نظــر مارکــس کار هنــری شــکل معینــی از کار اســت. هنرمنــد نوعــی تولیدکننــده محســوب میشــود و یــا کارگــر فکــری منتقــدان مارکسیســت بــه دو دســته تقســیم میشــوند -1 مارکسیسم سنتی: لوکاچ -2 مارکسیسم مدرن: مکتب فرانکفورتاز اصطالحــات مهمــی کــه مــورد توجــه ویــژه منتقــدان مارکسیســت قــرار دارد مفهــوم نظریــه بازتــاب، »ایدئولــوژی« و»هژمونــی« اســت. نظریــه بازتــاب: (Reflection Theory( رو بنــای فرهنگــی بازتابــی از زیربنــای اقتصــادی میباشــد روبنا: ابعاد فرهنگی، سیاسی، دین، فلسفه و...زیربنا: اقتصادی بر مبنای روش تولیداز خودبیگانگی )Elinasion(نظـام سـرمایهداری بـا نگریسـتن بـه نیـروی کار و کارگـران بـه مثابهی واحدهـای تولیـد، بـه آنهـا بـه عنـوان شـیء و نـه انسـان مینگـرد در نتیجــه آنهــا را نســبت بــه خودشــان بیگانــه مــی کنــد و ایــن فراینــد بــه از خودبیگانگــی و شــیء شــدگی فــرد میانجامــد.ســرمایهداری انســانها را بــه چیزهــای مــادی تبدیــل میکنــد و آنهــا را چــون کاال میپنــدارد.در نهایـت شـیوهی سـرمایهداری، جهـان بینـیای تولیـد میکنـد، کـه مبتنـی بـر سـود اسـت و در آن سـرانجام همـهی مـا جوانـان چیزهایـی )ابـزاری( عمـل مـی کنیـم و از خـود بیگانـه )الینـه( میشـویم هنـر مـدرن میکوشـد تـا ایـن »از خـود بیگانگـی« انسـان را نمایـش دهـد.گئورک لوکاچ لـوکاچ 1971-1885( فیلسـوف و جامعـه شـناس بـزرگ مارکسیسـت اسـت.او دربـاره آثـار غالـب نویسـندگان و فیلسـوفان سـه قـرن اخیـر اروپـانظــر میدهــد. لــوکاچ نــه تنهــا رمانهــای بالــزاک، داستایوســکی، تولســتوی، تومــاس مــان، زوال، گوتــه، و غیــره را بــه نقــد کشــید، بلکــه از آثــار مارکــس، انگلــس، هــگل، لنیــن، و ماکــس وبــر نقــل قـول مـیآورد او هنـر را محصـول تاریخـی و اجتماعـی میدانـد و بـر ضــرورت زمینــهی مــادی تکامــل هنــر تأکیــد دارد.زندگــی او بــه دو دوره تقســیم میشــود: پیشــا مارکسیســتی و مارکسیســتی.1- دوره پیشــا مارکسیســتی: او در ایــن دوره بــه ســنت ایدهالیســم آلمانــی و نوکانتــی و فیلســوفانی چــون شــلینگ، هــگل، شــوپنهاور، و نیچـه وابسـته بـود. ایـن دوره بـا اتمـام نوشـتن کتـاب »نظریـه رمـان« بـه پایـان رسـید -2 دوره مارکسیســتی: در کتــاب »تاریــخ و آگاهــی طبقاتــی« لــوکاچ میتــوان بــه عقایــد مارکسیســتی او پیبــرد. او در ایــن دوره کوشــید نظریـه رئالیسـم سوسیالیسـتی را گسـترش دهـد و از رئالیسـمی کـه متکـی بـر نظریـه بازتـاب اسـت حمایـت کنـد.









آبادان،خبر آبادان،اخبار آبادان،آبادان نیوز،احمد امیری،خبرآبادان،اخبارآبادان،آبادان  نیوز


١٥:٤٨ - 1398/08/15    /    شماره : ١٢٢٨٥    /    تعداد نمایش : ١٣٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج